![]() |
![]() |
|
| شعر , داستان ، نوشته های پراکنده |
|
ساده بود شوق ما به یک بهار
ساده بود بهانه ها برای اشک ساده بود روز ها ساده بود عاشقی بزرگ شدیم و ساده سخت شدیم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 18:54 توسط ارشاد |
|
|
چه سخت می گذرد سفر وقتی دستی ز دور برایت تکان می خورد و تو هرگز نمی بینی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 18:49 توسط ارشاد |
|
|
خريدارم خريدار
خريدار نقد انتقاد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 16:55 توسط ارشاد |
|
|
بلوغ پیدا خواهم کرد بزودی حالا که بیست و چهار سال تمام شده ام |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 2:16 توسط ارشاد |
|
|
کمی درد کمی دود کمی سرد کم کم , کم می شود سهمیه ام از زندگی هر روز نزدیکترم به سهم قبرم |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 3:55 توسط ارشاد |
|
|
من از دنیا خانه هفتاد متری هر کجا باشد مقداری کتاب و نوار و فیلم یک آشپزخانه کوچک هزاران برگ آ چهار یک خودکار چند ماژیک یک عشق می خواهم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 3:35 توسط ارشاد |
|
|
دخترک مرا ببخش جوراب هایت چهار صد تومان بود و من تمام زندگی ام سیصد تومان و یک بلیت بود. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 2:25 توسط ارشاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
دغدغه های شخصی
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 فروردین 1386 |
| پیوندها |
|
آرش شفاعی آرش شفاعی 2 از بیکرانه ها مهتاب متین(نی نی فرهیخته ) دانیال فدایی کیارنگ علایی |
|
RSS
|